وبلاگ تخصصی طب سالمندی دکتر آزما

مطالب پزشکی مربوط به سالمندان

آیا سالمندان نیاز به سلامت روانی ندارند؟

آیا سالمندان نیاز به سلامت روانی ندارند؟

 

امروزه پژوهشگران و اندیشمندان، سلامت روان را بعنوان عامل بنیادین و اساسی در توسعه عنوان کرده اند. آنان معتقدند که سلامت فرد نشات گرفته از سلامت اجتماع و بر عکس آن است. از این جهت تندرستی و لزوم توجه انسان به سلامت خویش از جمله سلامت روان جایگاه مهمی در بحث های پزشکی و روان پزشکی پیدا کرده است تا جایی که منابعی همچون فیزیولوژی سلامت، روان شناسی سلامت وبهداشت روان وارد عرصه های دانشگاهی شده است.


مطلب حاضر ضمن توجه به معنای متداول سلامت وتندرستی در قاموس روان شناختی امروز، تلاش دارد تا اشاره ای به ابعاد پزشکی آن نیز داشته باشد چرا که سلامت، یکی از واژه هایی است که بیشتر مردم با آنکه مطمئن هستند معنای آن را می دانند ولی تعریف آن را دشوار می یابند.

از اینرو تعریف های بسیاری از سلامت از جمله سلامت روانی، شاخص های سلامت روانی و همچنین بهداشت روان و سلامت فیزیولوژی در قرون مختلف و توسط اندیشمندان مختلف شده ه است که به چند تعریف آن اشاره می شود.

الف- از بعد پزشکی یعنی وضعیت خوب و عالی جسم و بدن و به خصوص عاری بودن از درد یا بیماری جسمی
ب- وضعیت یا کیفیتی از بدن انسان که بیان کننده عملکرد کافی بدن در حالت ژنتیک و زیست محیطی معین باشد.
ج- سلامتی عبارت است از رفاه کامل جسمی، روانی، اجتماعی و نه تنها بیماری یا معلول نبودن (WHO)
با عنایت به اینکه موضوع این مقاله در خصوص سلامت روانی سالمندان است لذا محور بحث را متوجه سالمندان نموده و ضمن احترام به شعار سال 1999 سازمان جهانی بهداشت که معتقد بود سالم پیر شدن چیز دیگری است مسئله سلامت سالمندی را از محور روانی مورد بررسی قرار می دهیم چرا که سالمندان از جمله آسیب پذیرترین گروه جامعه در کنار کودکان هستند ولی از جنبه روانی بیشتر از کودکان در معرض آسیب هستند چرا که تحقیقات نشان می دهد که این گروه در طول حیات خود نسبت به دیگر گروهها، مدت بیشتری از عمر خود را برای مداوا و درمان در مراکز درمانی و بهداشتی سپری می کنند. لذا یکسری استانداردهایی برای سلامت لحاظ شده است که این استانداردها به نسبت طول عمر در نظر افراد مختلف، متفاوت است.

برخی از افراد که در طول زندگی زیاد فعال نبوده اند ممکن است ناتوانی های عمده ناشی از پیری را طبیعی و قابل قبول بدانند در حالی که افرادی که زندگی های پر جنب و جوش و فعالی داشته اند به راحتی نمی توانند حتی مختصری درد و محدودیت را در حرکات مفصلی بدن خود بپذیرند. گاهی اوقات اطرافیان در مورد استانداردهای سلامت آنها اظهار نظر می کنند و اگر این موضوع را در فرد سالمند مشاهده نکنند او را دچار استرس می نمایند.

گاهی اوقات ممکن است فرد سالمندی را برای برخورداری از مراقبت بیشتر مجبور کنند از خانه شخصی خارج شده و به سرای سالمندان برود. گاهی اوقات نیز بالعکس، فرد سالمندی که تمایل به زندگی در کنار سالمندان دیگر در سرای سالمندان را دارد به اجبار در خانه نگه می دارند، فقدان سلامتی زمانی تنش بیشتری می کند که شخص، همسری را که از او مراقبت می کرد از دست داده باشد. لذا بحث محوری این مقاله استانداردهای بهداشت روانی و سلامت روانی سالمندان است و سعی می کند که شاخص های مورد نیاز سلامت روانی در سالمندان را بررسی می کند.

با سخن یک روان شناس به نام استانلی هال که معتقد است تجربه سالمندی، همانند بالا رفتن از تپه زندگی برای رسیدن به رشد و تکامل و سپس پایین آمدن آرام از سوی دیگر تپه به سالمندی است بحث را شروع می کنیم چرا که سالمندی مجموعه های ارزشمندی از توانایی های بالقوه است که تعادل جدید، دیدگاه های تازه نسبت به ارزش ها و در نتیجه جهت گیری های نو و بینش عمیق تر و تازه تری نسبت به مسائل زندگی را به دنبال دارد.

بیشتر سالمندان از جهت ابعاد مختلف روان شناختی از جمله جنبه های شناختی، جنبه های عاطفی و جنبه های رفتاری که منظومه تشکیل دهنده ابعاد روانی سالمندی هستند بطور نسبی از سلامت و بهداشت روانی برخوردارند.

این هرگز به معنای کم اهمیت شمردن بهداشت روانی در این دوره نیست بلکه حاکی از این حقیقت است که ثبات سلامت روان سالمندان تحت نیاز به کمک خانواده و متخصصان جامعه است تا نشانه گان سالمندی را هر چه زودتر تشخیص و نسبت به درمان آن اقدام ورزند.

از جمله پدیده های دوران سالمندان که به عنوان علائم اختلال در سلامت روانی سالمندان است و باید به آنها توجه نمود به شرح ذیل می  باشد:
•    ترس از مرگ
•    افکار خودکشی
•    تغییر در الگوی خواب
•    مشکلات حسی به ویژه دیداری – شنیداری
•    کاهش نیرو به علت تغییرات فیزیولوژی بدنی
•    روان پریشی
•    تغییر در تمایلات یا قابلیت های جنسی
•    مشکلات مربوط به فکر و حافظه
•    تاثیرپذیری
•    بیماری آلزایمر
•    احساس تنهایی
•    عدم سازگاری
•    اضطراب
•    خلق
•    احساس ناکامی
•    احساس گناه
•    خستگی
•    فراموشی به علت تغییرات فیزیولوژیکی
•    از دست دادن عزیزان
•    استرس ها
•    و…………..

تمام ناسازگاری های قید شده مورد توجه روان شناسان و روان پزشکان بوده است لذا به صورت بالینی و به روش های حمایتی تک تک علائم قابل درمان هستند. آنچه امروزه مورد توجه متخصصین بهداشت و سلامت روانی است تنها طولانی کردن زندگی نیست بلکه نظر بر این است که سال های پایان عمر انسان در نهایت آرامش و سلامت جسمی و روانی سپری گردد.

از سال 1940 روان پزشکان و پرستاران روانی و روان شناسان بر سندرم های ضد سلامت روانی سالمندان توجه خاصی معطوف داشته اند. تحقیق و بررسی عوامل و تاثیر آنها بر زندگی فردی مشخص کرده است که در جوامع مختلف عوامل مذکور وجود دارد ولی شدت و ضعف آنها متفاوت بوده است.

یکی از شاخص های سلامت روان در دوره سالمندی “معنویت” می باشد. افراد وقتی پیر می شوند می توانند تجربیات و افکار گذشته را برای درک بیشتر عالم سازمان دهی کنند. اگرچه ممکن است حضور در خدمات عبادی خارج از منزل مشکل تر باشد اما شخص سالمند برای تفکر و اندیشیدن در خلوت وقت بیشتری دارد.

نیاز به خداوند مانند سایر نیازها باید در مرتبه ای قرار گیرد که وقتی حواس او در خدمت نیاز به بقاء تداوم طلبی است به مساوات آن در خدمت غریزه صیانت نفس باشد که اولی برای حیات اوست و دیگری شالوده هستی او. اگر نیازهای اساسی برآورده شده باشد شخص سالمند آماده است تا به بالاترین سطح طبقه بندی مازلویعنی تعالی نفس برسد.
شاخص دیگر در بهداشت روانی سالمند “تاثیر نگرش اطرافیان” بر سلامت روانی سالمند است. بررسی عوامل تعاملی میان اعضاء خانواده با سالمندان و تاثیر برخی از عوامل در فرسوده نمودن خانواده ها و بالتبع واگذاری سالمند به خانه سالمندان یک ضرورت پژوهشی است. در این مطالعه موردی تعدادی از خانواده هایی که تقاضای سپردن سالمندان خود را به سازمان بهزیستی داشتند مورد مطالعه قرار گرفتند در پژوهش این سوال مطرح بود که سالمندان چه اعمال و رفتاری انجام می دهند که بر نگرش اطرافیان اثر منفی می گذارد. آشنا نمودن سالمندان با رفتارها و اعمالی که از آنها سر می زند و بر خانواده ها اثر منفی می گذارد واجد ارزش ویژه ای است و حتی برای کسانی که در شرف سالمندی هستند رعایت این نکات امکانی فراهم می نماید تا اطرافیان با نگرش مثبتی با سالمند رفتار نمایند. مهمترین نکاتی که خانواده ها بر آن تاکید می کردند به قرار زیر است:
1.    بلند حرف زدن
2.    عدم رعایت نظافت
3.    رعایت نکردن ادب
4.    گریه کردن و….
بررسی اجمالی عواملی که از مصاحبه با خانواده ها به دست آمد گویای این واقعیت است که می توان سالمندان را آموزش داد تا با پرهیز از انجام امور فوق، پذیرش خود را در میان اعضای خانواده افزایش دهند.

آموزش دقیق عوامل بازدارنده به سالمندان و کسانی که در سن کهولت هستند در تحقق نیازهای روانی افراد در بزرگسالی موثر خواهد بود.” تغییر نگرش جامعه نسبت به سالمندی” نیز یکی از شاخص های سلامت روانی است. لمس عاطفی ، لمس حمایتی و لمس کنشی از جمله مواردی هستند که همه کسانی که بنوعی با سالمندان در تماس هستند باید آنها را بکار گیرند. لمس عاطفی با ابزار احساسات در ارتباط است و لمس حمایتی برای کمک به سالمند بکار می رود و در در نهایت لمس کنشی موقعی کاربرد دارد که کسی بخواهد از نزدیک سالمند بگذرد و لازم است دستی به او بزند.

“هیجان مرگ” از جمله عواطفی است که زندگی روان شناختی انسان را به شدت متاثر می سازد از نقطه نظر روان کاوی، سلامت روانی انسان به میزان تسلط او بر هیجان مرگ بستگی دارد. به نظر می رسد برای مقابله موثر با مرگ، راهی جز افزایش دانش نسبت به دیار عقبی، مواهب آن به کیفیت زندگی و امور مابعدالطبیعه وجود نداشته باشد. روی آوری سالمندان به مساجد می تواند به عنوان شاخصی از سلامت روانی محسوب گردد. پژوهشگران در پژوهش بر روی 304 زن سالمند به این نتیجه رسیدند که عضویت در کلیسا، جهت گیری آخروی در کهولت به طرز مطلوبی نگرش منفی را نسبت به سالمندی اصلاح می کند.

نقش عوامل روانی در سلامت
نباید فراموش کنیم که تحقیقات بسیاری در زمینه سبک زندگی و سلامت روان شده است که یافته ها نشان می دهند که بهداشت زندگی آدمی به شدت تحت تاثیر سبک زندگی افراد است. انجام رفتارهای بهداشتی از جمله بهداشت روان می تواند بیماری و مرگ زودرس افراد را کاهش دهد. همچنین به نظر می رسد که سبک زندگی برای سلامتی افراد مسن تر دارای اهمیت بیشتری است. رفتار و فرایند های روانی که مرکز توجه علم روان شناسی بالاخص روان شناسی سلامت هستند عبارتند از:

شناخت ها، احساسات و انگیزه یا رفتار
شناخت فعالیتی است روانی شامل دریافت، یادگیری، بیاد آوردن، تعبیرو تفسیر، فکر کردن، باورها و حل مشکل که تک تک این موارد در سلامت روان سالمندان حائز اهمیت هستند. برای مثال امکان دارد شما اعتقاد داشته باشید که زندگی بدون چیزهایی که من از آنها لذت ببرم ارزشی ندارد، چنانچه شما از کشیدن سیگار لذت می برید آیا حاضرید برای کاهش خطر ابتلا به سرطان یا ناراحتی های قلبی، آنرا ترک کنید؟ شاید نه؟ این مثال ،یک نمونه از نقش شناخت بر سلامت روان سالمندان است.

هیجان ها به احساسات ذهنی گفته می شوند که بر افکار، رفتار و فیزیولوژی افراد اثر می گذارند و از آنها اثرمی پذیرند، بعضی از هیجان ها مثبت یا خوشایندند مانند شادی، خوشحالی، دلبستگی و بعضی دیگر منفی هستند مانند خشم، ترس و افسردگی که لازم است سعی شود بیشتر، هیجان ها ی مثبت سالمندان تقویت شود.

انگیزه مفهومی است در تبین چرایی رفتار مردم (چرا آنگونه رفتار میکنند؟) اینکه چرا بعضی از فعالیت ها را شروع، جهت آنها را انتخاب و درباره آنها پافشاری می کنند، سالمندی که انگیزه خوب شدن یا بهتر شدن داشته باشد امکان دارد جهت رسیدن به هدف خود یک برنامه ورزشی را انتخاب و به آن عمل کند.

“رفتارهای بهداشتی” نیز یکی از شاخص های سلامت روانی است که نقش پیشگیرانه دارد به این صورت که انجام دادن آنها به حفظ یا بهبود سلامت و اجتناب از بیماری ها مدد می رساند. اما زمانی که افراد احساس عافیت می کنندف ممکن است تمایلی به انجام دادن رفتارهای بهداشتی که مستلزم تلاش و فداکاری است نداشته باشند.

متاسفانه در بسیاری از جوامع، سالمندی را مترادف با بیماری تلقی می کنند و بر این اساس بیشتر جنبه های بیماری سالمندان را بحث و بررسی می کنند. لذا شاخص های سلامت روانی نادیده گرفته می شود، در حالی که سالمندی مترادف با بیماری نیست بلکه فرایند طبیعی است که کسی نمی تواند از آن جلوگیری کند، هیچ دلیلی برای نگرانی از این پدیده وجود ندارد، بطوریکه با مراقبت مناسب می توان از عمر طولانی لذت برد و پیری سالم ونشاط آوری داشته و از هجوم بیماری و ضعف در امان بود. از جمله شاخص های دیگر سلامت روانی” حفظ تماس با افراد و فعالیت اجتکاعی” است ،حتی تماس با افراد جوان می تواند احساس سودمندی و افزایش احترام به نفس را در سالمندان به وجود آورد چرا که سالمندان در طول زندگی خود ارزش های اجتماعی و فرهنگی را به نسل بعدی منتقل کرده اند و هم اکنون می توانند حاصل تلاش یک عمر خود را در ارتباط با آنها بیابند.

یکی از عوامل دیگر سلامت روانی سالمندان” نیاز به تشکیل  با شگاه های مخصوص سالمندان “که در آن اجماع کنند بیشتر احساس می شود تا علاوه بر تجمع در محیط های عمومی مثل پارک، محل اختصاصی برای خود داشته باشند که علاوه بر دیدار یکدیگر و احساس مشترک در توانمندی ها و ناتوانی های طبیعی توام با افزایش سن به فعالیت های متناسب با آن توانایی ها بپردازند.
اگرچه برخی از توانایی های ذهنی سالمندان اجتناب ناپذیرندٰ اما اکثر توانایی های ذهنی و روانی مانند جوانی باقی می مانند.

1-    هوش تغییر نمی کند. توانایی هایی تغییر و انعطاف پذیری بر خلاف تصور عمومی دست نخورده باقی می ماند.

2-    توانایی یادگیری مطالب جدید هنوز وجود دارد اگرچه ممکن است نیاز به زمان بیشتری داشته باشد.

از فعالیت هایی که محرک فعالیت بیشتر مغز است مثل مطالعه، نوشتن و یادگیری مطالب جدید و فعالیت های فکری و حتی حل کردن جدول در حفظ و کارآیی مغز تاثیر مثبتی دارد. حفظ روابط بین فردی و اجتماعی هم نقش مهمی در حفظ سلامت و کارآیی روانی دارد.

با توجه به توضیحات بالا، می توان توصیه های ذیل را برای حفظ سلامت روانی در سالمندان توصیه نمود:

1-    کاهش دلهره و نگرانی که مادر تمام بیماری هاست.
لذا برای حل این نگرانی ابتدا بایستی منابع ایجاد کننده آن را پیدا کرد. برای مثال صحبت کردن راجع به نگرانی یا درمانگر یا حتی بیان مسائل دلهره آور با یک دوست یا همنشین می تواند به کاهش دلهره و نگرانی منجر شود. حتی با کارهایی همچون قدم زدن، بازی های ورزشی و سرگرمی های مناسب، فعالیت های جسمانی ورزشی می تواند به کسب آرامش کمک کند.

2-    روابط اجتماعی را حفظ کنید.
حمایتی که از روابط اجتماعی با دوستان، خانواده و همکاران ایجاد می شود به حفظ سلامت روانی کمک می کند. مطالعات نشان داده است در کسانی که با اعضای خانواده، خویشاوندان و همچنین گروه های اجتماعی ارتباط خوبی دارند، علائم آلزایمر دیرتر از کسانی که گوشه گیر و کم ارتباط هستند تظاهر می کند. بنابر این توصیه می شود که در سالمندان این ارتباط را حفظ کنند و فعالیت های داوطلبانه اجتماعی و شرکت در گروه های مختلف به این موضوع کمک کننده است.

3-    نگاه مثبت داشته باشید.
وقتی با یک نقطه نظر مثبت و با تقویت هیجانات مثبت به موضوعات نگاه شود حل مسئله و تحمل مشکلات آسان تر می شود. برای حفظ سلامتی به خوبی های دنیا فکر کنید و با فعالیت ها و افرادی که شما را خوشحال می کنند، وقت بگذرانید.

4-    ارتباط معنوی.
اگر مسائل معنوی و روحانی به شما احساس خوبی می دهد سعی کنید ارتباط خود را با این موضوع حفظ کنید. هرگونه عقاید معنوی یا مذهبی که دارید سعی کنید تقویت کنید. اینها ممکن است که به تخفیف تنهایی، افسردگی، اضطراب در سالمندی کمک کند و یا حتی عامل دفاعی در برابر مشکلات و بیماری روانی از جمله آلزایمر باشند. کسانی که اعتقادات مذهبی و معنوی قوی دارندمعمولاً به تبع آن احساس حمایت و راحتی بیشتری می کنند.

5-    فعالیت های بدنی را قطع نکنید.
فعالیت های جسمانی موجب تقویت فعالیت روانی می شود و لذا در سراسر زندگی از اهمیت زیادی برخوردار است و اگر در دوره جوانی فعالیت بدنی را آغاز کنید و به آن پایبند باشید، در دوران پیری فواید بیشتری را از آن به دست خواهید آورد. لذا از فواید ورزش کردن می توان به تناسب اندام، انعطاف پذیری بیشتر، بهبود وضعیت تعادل، سر حال بودن و …. اشاره کرد. سعی کنید با حفظ سلامتی در یک سطح متعادل و معقول، از زندگی سالمندی خود، حداکثر استفاده و لذت را ببرید.

6-    مغزتان را ورزش دهید.
زمانی که فکر می کنید عقل و خرد کافی در خود اندوخته اید،ذهن شما بنای ناسازگاری می گذارد و به تعبیری شما را به بازی می گیرد. مثلاً یادتان نمی آید ماشین تان را کجا پارک کرده اید و …. البته کمی از فراموشی ها در سالمندی طبیعی است. فراموش نکنید شما دارای تجارب و اندوخته های فراوان ذهنی هستید، بخاطر داشته باشید که مغز شما مانند یک عضله است برای اینکه آن را قوی نگه دارید باید از آن استفاده کنید. راه سالم نگه داشتن ذهن، مطالعه دایمی است لذا در کنسرت ها، سخنرانی ها، نمایش های تئاتر و سینما شرکت کنید.

7-    به رفت و آمد ها ادامه دهید.
داشتن روابط محکم با خانواده و دوستان همیشه حایز اهمیت بوده و است با افزایش سن این روابط اهمیت دوچندانی پیدا می کند. مطالعات نشان می دهد که اگر روابط اجتماعی شما ضعیف باشد خطر مرگ در شما تا چهار برابر فردی خواهد بود که اطرافش پر از کسانی است که به او مهر می ورزند و او هم به آنها مهر می ورزد. در واقع داشتن دوستان و خانواده های قابل اتکا یکی مهمترین شاخص های طول عمر و سلامت روان است. به انجام فعالیت های داوطلبانه در یک مدرسه، کتابخانه یا موسسات خیریه بپردازید.

و یکی از مهمترین شاخص های سلامت روانی در دوران سالمندی بحث حفظ حافظه است که می توان کارهای ذیل را جهت حفظ آن توصیه نمود:
1-    انتظار نداشته باشید همه چیز را بدست آورید. این روزها در دنیای شلوغی زندگی می کنیم که مملو از اطلاعات مختلف است بهتر است همیشه از لیست، یادداشت، مشخص کردن کارها روی تقویم و هر چیز دیگری که به حافظه کمک می کند،‌استفاده کنید.

2-    سعی کنید برای کارهای مختلف روال ثابتی مشخص کنید. به عنوان مثال برای دسته کلیدتان جای مخصوص داشته باشید.
3-    حافظه بصری معمولاً‌بهتر از حافظه شنیداری عمل می کند. به عبارت دیگر ما آنچه را که می بینیم بهتر از آنچه می شنویم بیاد می آوریم و استفاده همزمان از هر دو، بخاطر سپردن را آسان تر می کند.

4-    برای به ذهن سپردن مطالب و موضوعات جدید آنها را داستانی کنید.
5-    اختصاص دادن زمان بیشتر برای یادگیری، به خاطر سپردن و بیاد آوردن آنرا تسهیل می کند. (تقویت حافظه)
6-    هر روز به اخبار رادیو و تلویزیون گوش دهید. سعی کنید هر روز یک مطلب جدید یاد بگیرید. کتاب یا روزنامه مطالعه کنید.
7-    در جمع دوستان یا خانواده خاطرات گذشته را تعریف کنید. می توانید آلبوم عکس های قدیمی را برای یادآوری نام افراد و خاطرات گذشته نگاه کنید.
8-    خاطرات خود را بنویسید.
9-    جدول حل کنید.
10-     به همراه خانواده بیشتر به طبیعت بروید و راجع به موضوعات مشخص صحبت کنید.

تهیه وتدوین:
بهمن لطفی خواه